توی این ویدوئو چند تا از عواملی رو بررسی کردیم که: چرا تغییر کردن سخته؟ برای درک بهتر موضوع، پیشنهاد میکنم حتما در کنار محتوای متنی و تمرین، ویدیو آموزشی یا صوتی رو هم ببینید.
وقتی ایده تغییر برای ما مطرح میشه، اغلب دچار ترس و نگرانی میشیم و در اکثر موارد از اینکه مسیر سخته، حرکتی انجام نمیدیم یا اگر حرکتی کنیم سریع تسلیم میشیم و برمیگردیم به حالت قبلی.
زمانی که علل موضوعی رو درک کنیم، میتونیم راه حل های مناسبی رو هم براش به کار بگیریم.
چرا تغییر کردن سخته؟
عوامل متعددی وجود داره که باعث میشه این اتفاق بیفته. یعنی تغییر کردن برای ما سخت به نظر بیاد. اغلب وقتی این اتفاق میافته واکنش ما عدم تغییر و ادامه به مسیر قبلیه! در صورتی که باید توجه داشته باشیم که اگر تغییر نکنیم، شرایط روز به روز سخت تر خواهد شد!
عامل اول: ذهنیت ثابت در مقابل ذهنیت رشد
حتما افراد زیادی رو دیدید که همواره علاقه زیادی به تغییر کردن دارند، از طرفی افراد زیادی رو دیدید که تمایل به تغییر کردن ندارند!
اولین عاملی که باعث میشه تغییر نکنیم که مهم ترین عامل هست، ذهنیت ثابت در وجود ماست.
فردی که دارای ذهنیت ثابت هست، باور داره که مهارتها، قوت درک، استعدادهای فردی، عادتها و نتایجش ثابت و غیر قابل تغییره و دقیقا بخاطر همین ذهنیت، تلاشی برای تغییر نمیکنه.
پس مرحله اول گذر از سختیِ تغییر، ایجاد ذهنیت رشده. فردی که دارای ذهنیت رشد هست، تغییر کردن هرچقدر هم براش سخت باشه، شروع میکنه. چرا که ذهنیت اون فرد اجازه به ثابت ماندن نمیده.
برای اینکه این ذهنیت را در خودمون بوجود بیاریم میتونیم از اهرم رنج و لذت استفاده کنیم برای رنج آور کردن ثابت ماندن و لذت بخش کرده تغییر!
عامل دوم: مقاومت مغز در برابر تغییر
مغز بهطور کلی در برابر تغییر مقاومت داره. چه فردی که ذهنیت رشد داره، چه فردی که ذهنیت ثابتی داره. مخصوصا فردی که کمالگرایی داره، مقاومت بیشتری در برابر تغییر داره.
افراد فکر میکنند که با یک تغییر، باید کل زندگیشون عوض بشه و چون در عمل این اتفاق نمیافته، ناامید میشن و فکر میکنند که نتیجهای برای آن ها نداره، پس به مسیر خود در شرایط محیطی ادامه میدن.
راه حل این موضوع اینه که بدونیم وقتی ما تغییر میکنیم، عادتهای خودمون رو تغییر میدیم، در نتیجه اثر مرکب و انباشت عادات، شخصیت ما در زمان کوتاهی (نسبت به تغییراتی که باید ایجاد کنیم) دچار تغییر و تحول خواهد شد. لذا مقاومت مغز در برابر تغییر رو میتونیم با استفاده از خرده عادتها خنثی کنیم و در مسیر رشد حرکت کنیم.
عامل سوم: نقش محیط
افراد اصلا به محیط خودشون توجهی نمیکنن. در صورتی که محیط یکی از بزرگترین و مهمترین تاثیر رو روی ما داره. محیط ما شامل دوستان، محیط زندگی، فرهنگ، رسانه و… میشه. وقتی عادت های منفی خودمون رو بررسی میکنیم متوجه میشیم محیط ما پر از عوامل و محرکهایی است که تشویق به انجام اون رفتار میکنه.
بخاطر همین موضوع، کنترل ذهن اهمیت بسیار زیادی داره. وقتی ما بتونیم ذهنمون رو در مسیر اهداف خودمون جهتدهی کنیم و اجازه ندیم که محیط ما رو برنامه ریزی کنه -چون محیط در 99 درصد مواقع منفی است- راحتتر و با سرعت بیشتری میتونیم تغییر کنیم.
بخاطر همین باید محیط خودمون رو به شکلی تغییر بدیم که همجهت با اهداف و شخصیت مدنظرمون باشه.
عامل چهارم: عادتهای ریشه دار
عادتها -چه مثبت، چه منفی- ریشه دار هستند. با هرس یک شاخه نمیشه عادتی رو از بین برد و از چرخه عادتهای منفی بیرون اومد. تله عادتهای منفی شامل عادتهای منفی بسیار زیادی میشه. بهخاطر همین در نگاه اول مواجه میشیم با کوهی از عادتها که باید تغییر پیدا کنند و انقدر این موضوع ریشهدار هست که جز ترس برای ما چیزی نداره.
راه حل: تغییر عادتهای ریشه دار، جز با تمرکز اتفاق نمیافته. ما باید زمانی رو اختصاص بدیم به تغییر تمرکزی در یک بُعد از زندگی.
عامل پنجم: فقط تمرکز روی عادتهای منفی
عامل دیگری که باعث میشه تغییر کردن برای ما سخت بشه اینه که با وجود تمایل به تغییر، اما تمرکزمون رو جای اشتباهی میگذاریم، یعنی تمام ذهن خودمون رو متمرکز میکنیم روی ترک عادتهای بد و چون هیچ عادت مثبتی جایگزین اون نمیشه، در نتیجه تمایل ما به تغییر کمرنگ تر میشه و احساس ناامیدی از ندیدن نتیجه، بیشتر میشه و در نتیجه رها میکنیم.
راه حل: باید در کنار ترک کردن عادتهای منفی، عادتهای مثبت رو سریع جایگزین کنیم.
مغز به شکلی طراحی شده که یا عادتی رو خودت جایگزین میکنی، یا محیط این کار رو برات انجام میده که در 100 درصد مواقع، محیط عادت بدی رو ایجاد میکنه.
عامل ششم: عدم آگاهی از عملکرد مغز
یکی دیگر از عواملی که تغییر را برای ما سخت میکنه، عدم آگاهی از عملکرد مغز هست. هر کدام از ما به دفعات تجربه این رو داشتیم که خواستیم تغییر کنیم، به هر شکلی هم این کار رو انجام دادیم اما این تغییر اتفاق نیفتاده و وضعیت از اون چیزی هم که بوده بدتر شده.
مثلا شما افراد زیادی رو میبینید که تصمیم میگیرن سیگار رو ترک کنند، دو، سه روز مصرف نمیکنن و بعد به شکل بدتر و با مصرف بیشتری برمیگردن سراغ سیگار.
دلیل این موضوع این هست که افراد آگاهی ندارن از اینکه مغز چطور عمل میکنه و چطور باید عادتها رو تغییر بدن.
راه حل: باید شروع کنیم به درک و آگاهی از اینکه مغز چطور عمل میکنه و اینکه چطور میتونیم تغییرش بدیم به شکلی که دوست داریم. برای انجام این راه حل میتونیم از دوره جامع تغییر عادتها استفاده کنیم و جلوگیری کنیم از اشتباهاتی که میتونه منجر به ضرر های سنگین به ما بشه، مثل افراد سیگاری که بدون آگاهی ترک میکنن و بعد از مدتی به شکل بدتری، سراغ سیگار برمیگردن!
نتیجه گیری
برعکس تصوری که اکثر ما از تغییر داریم و این کار رو خیلی سخت و وقتگیر و طاقتفرسا میدونیم، تغییر کردن یکی از لذتبخشترین کارهای هست که ما آدما می تونیم در طول زندگی مون انجام بدیم چون باعث میشه ما به آرزوهایی که همیشه داشتیم برسیم و به شکل دلخواهمون زندگی رو تجربه کنیم اما این در صورتی امکان پذیره که ما قوانین تغییر عادتها رو بدونیم و بتونیم مسیر رشد و تغییرمون رو راحت و لذتبخش طی کنیم و نه مثل خیلی از اهداف و آرزوهایی که فقط چون راه رسیدن بهشون رو سخت می دونستیم اصلا به سمتشون حرکت نکردیم!
با استفاده از قوانینی که در دوره تغییر عادتها آموزش دادیم، میتونید عادتهای بد خودتون رو شناسایی کنید و اونا رو با عادتهای سازنده ای که شما رو به اهدافتون نزدیکتر میکنه جایگزین کنید تا بتونید در زمانی کوتاه و از راهی آسون تغییرات بزرگی رو در شخصیت و زندگیتون ایجاد کنید.
برای ارسال نظر لطفا ابتدا وارد حساب کاربری خود شوید. صفحه ورود و ثبت نام